متن ادبی در مورد مدرسه

متن زیبا در مورد مدرسه – bargozideha.com یاد مهر – فصل مهر ، فصل بازگشایی مدارس – متن ادبیمتن ادبی – .::. پشت نقاب شب یاد مهر – متن ادبی برای اول مهر فرهنگیان قصرشیرین – متن ادبی در مورد شروع مدرسه آموزش خانواده – شعر بازگشایی مدرسه دکلمه و متن مجری | مدرسه نیوز – مرجع نمونه سوال مدرسه متن و عکس نوشته شروع مدرسه + شعر تبریک … متن ادبی در مورد انجمن اولیا و مربیان

نمونه متن های مجری در مورد بازگشایی مدارس

متن اول 

قطعا شما هم با این مسئله مواجه شده اید؛ تمام هماهنگی های لازم از قبیل هماهنگی ساعت های درسی، برنامه های مدرسه، دعوت از سخنران، نظارت بر تمرین سرود و نمایش و… را انجام شده، در حالی که تا برگزاری مراسم اندک زمانی مانده، متوجه یکی از جزیی ترین و البته مهم ترین بخش های برنامه می شوید: متن مجری…
متن مجری شامل عبارات اشعار و متونی است که مجری در فواصل برنامه‏ها اجرا می کند که در کل شمای کاملی از برنامه را دربر گرفته است منقطع اما پیوسته، به عبارتی دیگر هر متن مکمل متن بعدی و قبلی خود می باشد. اما سوالی که مطرح می شود این است که این متون چه فوایدی دارد و چه رسالتی در اجرای راحت تر برنامه به عهده می گیرد؟

ظاهراً یکی از خواص این مطلب باید جلب توجه دانش آموزان پر انرژی به خود باشد تا در فاصله کوتاه بین دو برنامه سالن را به اصطلاح روی سرشان نگذارند.

در عین حال نگهداشتن این همه انرژی در محیطی بسته، با برنامه هایی مداوم و پشت هم حاصلی جز خستگی و بی‏حوصلگی نخواهد داشت که این متون با توجه به فضایی که ایجاد می کنند می توانند از این حالت جلوگیری کنند و البته در این میان نکته مهم انتخاب مناسب مجری است که مستلزم توجه به شناخت کاملی از توانایی ها و مهارت های فرد و در عین حال نوع برنامه مورد نظر می باشد.

ویژگی دیگر اینکه این متن باید بتواند مسئولیت تداوم احساس دانش آموزان نسبت به برنامه اجرا شده و یا ایجاد آمادگی برای استفاده از برنامه بعدی به عهده بگیرد.

پس با احتساب این مسئولیت های خطیر! به نظر می رسد پیش پا افتاده تلقی کردن این همکار محترم و غافل ماندن از او بیش از هر چیز به کیفیت برنامه ما لطمه خواهد زد.

در این بخش به کمک شما به گردآوری متون و یررسی ویژگی های یک متن خوب می پردازیم. ان شاء الله.

منبع : تبیان


متن دوم

فصل مهر ، فصل رويش جوانه های اميد، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسيد، فصل مهر ، فصل آشنايی با خدا، فصل خوشه چينی ستاره ها، فصل همكلاسيهای ديروز و هم نيمكتی های امروز، از راه رسيد.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آيد و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هياهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می كند.
ياسمن ها از قصّه های ديروز می گويند و معلمين درس امروز می دهند و كبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دانش آموزان درس خوب زيستن را بياموزند.
و سخنی با تو دارم اي معلم، آن گاه كه بر گوهر وجود، آيه ی مهر مي نشانی … نور در گلدان انديشه ام می نگاری … جوهر وجود را با آيات الهی به شفافيت شبنم دل مي نمايی … صف‍حه ی سفيد ذهنم را با كلامت قلم مي زنی … در گوشم آهنگ مهر مي خوانی … دستانم را با ساختن بنای زندگی آشنا مي سازی …. با نگاهت شالوده ی وجودم را شكل مي دهی و بر رسايی ها و نارسايی هايش صيقل مي كشی.
اي معلم ! اي كه پا جای پای انبياء گذاشته ای تا درس چگونه زيستن را به ما بياموزی، امروز فرشتگان مامورند، به حمد و ثنای تو كه برترين شغل را پذيرا شدی تا بهترين خدمت را به بشريت بنمايی… آن گاه كه كلامی مي آموزی و آن گاه كه حرفه ای ياد مي دهی و آن گاه كه استعدادهايم را پرورش مي دهی تا آن چنان كه شايسته است زندگی نمايم و آن گاه كه مرا متوجه ی كمال خالقم در آفرينش مي نمايی .
من همه ی آن لحظات را مديون تو هستم كه چون فرشته ی آسمانی در خلقت زمينی، تجلی بخش راه انبيائی و سراينده ی غزل هستی بخش آموختن ، برای زندگی نمودن بهتری .
و تو اي زيبای بوستان خرد، از مهر انديشه ات و سبزی وجود ، پر طراوت تر از هميشه ، وجودم را طراوت مي بخشی تا من نيز با پرورش استعداد و انديشه ام و بالا بردن قابليتها و ظرفيتهای خويش، خردمندانه نقش آفرين زندگی شوم، كه خداوند هستی بخش بدان منظور مرا سرشته و من امروز به شكرانه ی اين همه نعمت ، خداوند بزرگ را سپاس بيكران مي گذارم كه آيات مهرش را در وجودی چون انسان به وديعت گذاشت تا انسانيت را در وادی امتحان، به عرصه ی ظهور رساند.


متن سوم

«اول هر کاری به نام ایزد دانا…» و این، شیرین ترین دانه علم است که معلم در ابتدایی ترین لحظه مهر، در جان شاگردان جوانش می نهد.

به نام خالق هستی

در طلیعه ی مهر ،خالصانه ترین تهنیت و درود خود را نثار نونهالان و شکوفه های سرزمین پرنشاط کلاس و مدرسه همچنین اولیاء عزیز وگرانقدرنموده و آرزومندیم با نگاه پر مهر خویش رشد وبالندگی گل بوته های خود را با اشتیاق نظاره کنید

لذا جهت خوش آمد گويي به شما عزيزان، برنامه هايي را كه برايتان تهيه و تدارك ديده ايم بدين وسيله اعلام مي نمايم:

-ابتدا مزین نمودن مجلسمان با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد.

-اجرای سرود ملی.

-خیر مقدم و سخنرانی مدیر محترم آموزشگاه.

-اجرای برنامه هایی از طرف دانش آموزان پایه ی……………….. از جمله:

قرائت شعر، مقاله و نیایش.

-اهدای هدایا به دانش آموزان عزیز پایه ی………… و ……………..

و در آخر برنامه پس از پذيرايي‌،  شما عزيزان به همراه معلم دلسوز و مهربانتان در كلاس درس حضور خواهيد يافت.

هم اكنون از دوست عزيزم خانم ………………………. تقاضا دارم جهت تلاوت قرآن به جايگاه تشريف بياورند.(به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.)

مهر که می آید، پاییز آغاز می شود. برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند، شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند. در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند تا دوباره سراپا پر شوند از عطر لبخندهای هم شاگردی ها. کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک، با مداد شوق، بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان. مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛ ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و مدرسه، ماه شکوفایی نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز. مهر، ماه مدرسه است.

هم اکنون جهت اداء احترام و قرائت سرود ملی میهنمان به پا می خیزیم.

مهراست. کتاب را باز کن. بوی گل بلند می شود، بوی باران، بوی تبسم دریا، بوی نسیم خنک. کتاب را بازکن. کتاب را بازکن. آفتاب پاییزی و صدای خنده بچه ها همه جا را پر کرده است. باز زنگ تفریح است. باز هم شادی این سو و آن سو حیاط می دود. چه زیباست این لحظه ها. چه زیباست تفریح پس از خواندن و نوشتن. چه زیباست دست در دست هم کلاسی ها، تمام لحظه های مدرسه را نفس کشیدن “، نفس کشیدن و جایی دردفتر خاطرات ثبت کردن. دفتر خاطرات مدرسه را باز کن و بنویس:باز هم مهر، باز هم مهربانی، باز هم بهار

حال از مدير محترم مدرسه خانم………………. دعوت مي كنيم جهت خير مقدم و سخنرانی به جايگاه تشريف بياورند.( صلوات )

باز شدن غنچه های مهر، خزان را به دست فراموشی می سپارد.

همه احساس ها بهاری است.

مهر، سمفونی قشنگی از محبت را در مدرسه می نوازد که طبیعت، شیفته شنیدن آن است.

در این قسمت از برنامه از دوست خوبم سر کار خانم…………………. تقاضا می کنم جهت قرائت شعر به جایگاه تشریف بیاورند.

امروز، سرنوشتی از شور و شوق، در مدرسه رقم زده می شود. امروز، جشن تولد مدرسه است.

پنجره های کلاس ها، یک ریز شوق می بینند و شعف؛ چه در داخل کلاس برای دانش اندزوی ها و چه در حیاط برای دوستی ها.

امروز در تقویم ها، گل های عطوفت می روید و ساعت ها، کاملاً به مهربانی نزدیک می شوند.مکتبی به بُرنایی مهر نیست.

گوش کن؛ این صدای گام های دوباره بهار است که در اولین روز پاییز، پیچیده است.

در این قسمت از برنامه از دوست خوبم سر کار خانم………………… تقاضا می کنم جهت قرائت مقاله به جایگاه تشریف بیاورند.

صدای پای مدرسه می آید. قلم ها برای نوشتن مشق ها، می دوند و مشق ها انتظار دستان کوچک بچه ها را می کشند. دوباره دفترهای نمره حاضر می شوند تا اضطراب معصومانه کودکان را ثبت کنند.

آب خوری ها، تشنه سیراب کردن لیوان های خالی شده اند و تخته سیاه ها، دلتنگ دیدن دوباره شلوغ ها و ساکت های کلاس. کلاس های خالی، صدای پای نوآموزان دانش را می شنوند و سکوت های سرد، در های و هوی امیدبخش آنها، آرام آرام محو می گردد. بذر تعلیم، آماده کاشتن در ذهن های مستعد و پُر بار شده است و نیمکت ها بی قرار حضور کتاب ها و کیف ها شده اند.

صدای گام هایی کوچک به گوش می رسد؛ صدای شکفتن و جوانه زدن، صدای رویش و رُستن، صدای پای بهار، صدای پای مدرسه می آید.

هم اکنون از دوست خوبم سر کار خانم……………………. تقاضا می کنم جهت قرائت نیایش به جایگاه تشریف بیاورند.

مدرسه، فرصت بزرگ فهمیدن بود که در آن، روح قد می کشید و بزرگ می شد، اصلاً پی بردن به معنای زندگی، راز زیستن و قانون حیات، زیر سقف مدرسه به دست می آمد. بنایِ محبوب آن همیشه آباد!

یارب که مرا صحبت جان بی تو مباد انجام زمانه یک زمان بی تو مباد

بر هستی من نام و نشان بی تو مباد کوتاه کنم سخن، جهان بی تو مباد

از این که مارا تا پایان برنامه ها همراهی نموده اید سپاس گزارم. هم اکنون از سرکار خانم ……………….. مدیر محترم آموزشگاه تقاضا دارم جهت اهداء هدایا به جایگاه تشریف آورند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Web