بنزین برای حفاظت از حیات وحش نداریم

در دوردست یک لکه آبی پیداست محیط بان همراه مان عذرخواهی می کند و پا را روی گاز می گذارد ماشین در میان دشت با سرعت سربالایی و سرپایینی ها را می رود تا به نزدیکی وانت آبی می رسد دقیقا پشت آن قرار گرفته ایم بوق می زنیم اما جوابی نمی آید دوباره بوق و دوباره بی اعتنایی محیط بان از جاده کنار می کشد و از فرعی جلوی وانت می ایستد آنها توقف می کنند و سه مرد بیرون می پرند داخل ماشین فقط بیل و کلنگ است و می گویند برای ادامه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *